
جناب علي بن مهزيار فرمود: بيست بار با قصد اين كه شايد به خدمت حضرت صاحب الامر (ع ) برسم ، به حج مشرف شدم ، اما در هـيـچ كـدام از سفرها موفق نشدم . تا آن كه شبي در رختخواب خودخوابيده بودم ، ناگاه صدايي شنيدم كه كسي مي گفت : اي پسر مهزيار، امسال به حج برو كه امام خود را خواهي ديد. شادان از خواب بيدار شدم و بقيه شب را به عبادت سپري كردم . صـبـحـگاهان ، چند نفر رفيق راه پيدا كردم ، و به اتفاق ايشان مهياي سفر شدم و پس ازچندي به قـصـد حـج براه افتاديم . در مسير خود وارد كوفه شديم . جستجوي زيادي براي يافتن گمشده ام نـمـودم ، امـا خـبـري نـشـد، لذا با جمع دوستان به عزم انجام حج خارج شديم و خود را به مدينه رسـانـديـم . چـنـد روزي در مدينه بوديم . باز من از...
ادامه مطلب